محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
342
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
و اركان دولت ايلچى را ضيافتهاى لايق كرده بموجب اكرموا الضيف ، اقسام تكلّفات ، و انواع تعلقات « 1 » بفعل آورده ، اكرام و احترام تمام نمودند . پس از آن قرار مهمات و حصول مدّعيات را بنوعى كه مرضى خاطر طرفين و صلاح و غبطهء جانبين در آن بود التزام نموده باقتضاى وقت ، بساط مصالحه را ممهد ساختند و ايلچى را بقاعدهاى كه معهود سلاطين جهاندار و دستور خواقين عالم مدار است ، بخلعات لايقه و تبركات رايقه فرق اعتبار و افتخار به ايوان [ 188 ] اين قصر زرنگار برافراختند و رخصت مراجعت ارزانى داشته ، ايلچى بواسطهء ديدن مملكت فارس و شيراز از آن راه روانه مقصد گرديد . ذكر شمهاى از كيفيت حالات يعقوب خان ذو القدر و بيان نهضت موكب ظفر طراز بعزيمت دار الملك شيراز بتمشيت خالق [ القضا « 2 » ] و القدر يعقوب خان ولد ابراهيم خان ذوالقدرست كه در ايام سعادت اتسّام جهانبانى شاه دين پناه ، مدتهاى مديد والى ولايت فارس عموما و حاكم و ضابط شيراز خصوصا بود و حضرت شاه دين پناه ، پيوسته بشأن و شوكت و آداب رسوم سلطنت ابراهيم خان مباهات ميفرمود چنانچه نوبتى بر زبان خجسته بيان آورده بود كه اگر من ملازمت ميكردم ، ملازم ابراهيم خان مىشدم . اما در تاريخ شهور سنهء ثلث و ستين و تسعمائه ، كه از غايت غرور و استكبار ، چشم امير شمس الدين شهريار كه عمدهء اكابر مملكت فارس بود ، بگز لك قهر از حدقه بيرون آورد ، بواسطهء حدوث اين حركت ناپسنديده مردود نظر عدالت پرور شاه دين پناه گرديد او را از مرتبهء امارت و حكومت انداخت و در اهانت و تحقير او بنوعى مبالغه فرمود كه حكم مطاع صأدر شد كه هيچكس ملازم او نباشد و خودكاه و جو جهت اسب خود خريده در دامن كند .
--> ( 1 ) - م : تصلفات . ( 2 ) - د : القوى